7. گياهشناسي بيزانسي و لاتيني، تدبيرمنزل چيني. دستنوشتهٴ عظيم ديوسكوريدس در كتابخانهٴ حضرت مرقس در ونيز پيش از 512 نوشته شد. اين نسخه حاوي تصاوير درخور تحسين زيادي از گياهان است و يكي از بزرگترين شاهكارهاي تاريخ تصاوير گياهشناسي بهشمار ميرود.
رسالهٴ جعلي ديوسكوريدوس موسوم به گياهان زندگيبخش احتمالاً يك اثر ايتاليايي مربوط به سدهٴ ششم است. چياسسو - هسيه قديمترين رسالهٴ چيني را در باب مزرعهداري نوشت.
8. جغرافياي چيني و بيزانسي.
سونگ يون راهب چيني در 518 چين (از قرار معلوم لو - يانگ) را به قصد سفر هند ترك گفت و در 522 به موطنش بازگشت. گزارشي از سفر او، كه در 547 نوشته شده، داراي اهميت جغرافيايي زيادي است.
كوسماس هندپيما از مسيحيان مصري سفرهاي زيادي كرد، به سيلان و حبشه رفت، و رسالهاي در جغرافيا نوشت به نام شرح امكنهٴ مسيحي، كه منظور اصلياش رد نظريهٴ مربوط به كرويت زمين بود. كوسماس سرچشمههاي نيل آبي را ميشناخت. جغرافياي بيزانسي به وسيلهٴ نقشهٴ مادبا، كه قديمترين نقشهٴ جغرافياي واقعي موجود است (نقشهٴ فلسطين)، و به وسيلهٴ فرهنگ جغرافيايي استفانوس بيزانسي معرفي ميشود.
9. طب لاتيني، بيزانسي، سرياني، ايراني و چيني. آنتميوس پزشك بيزانسي، نامهاي به زبان لاتيني براي تئودوريك شاه فرانكها در باب پرهيز غذايي نوشت. موشيون كتاب كوچكي تأليف كرد دربارهٴ بيماريهاي زنان (مامايي) كه اساساً از سورانوس اقتباس شده بود. رسالهٴ موشيون در دورهٴ قرون وسطي بينهايت رايج بود، تا سرانجام دوباره به يوناني ترجمه شد.
نسخههاي خطي آن براي مطالعهٴ تصاوير كالبدشناسي و جهاز تناسلي زنان بسيار مهم است. دو رسالهٴ لاتيني موسوم به
اورليوس و آسكلپيوس شايد از همين عصر باشد.
آيتيوس آمدي، پزشك يوستينيان، يك دايرةالمعارف طبي در 16 كتاب تأليف كرد، كه مطالب آن داراي فوايد علمي و تاريخي زيادي بود. كتاب مربوط به بيماري چشم بهترين اثر در نوع خود تا آن زمان بهشمار ميرفت.
سرجيوس، فيلسوف سرياني، آثار طبي متعددي را از يوناني به سرياني ترجمه كرد. در تحت توجه ساسانيان، بهتدريج يك مركز پزشكي در جنديشاپور به وجود آمده بود. پس از اخراج نسطوريان از ادسا در 489، و بيش از آن، پس از اخراج نوافلاطونيان از آتن در 529، اعتبار آن فزوني گرفت، و در ايام انوشيروان عادل (531 - 79) به منتهاي رونق خود رسيد. از آن پس جنديشاپور يكي از بزرگترين مراكز تجلي افكار فلسفي و علمي شد -- افكار يوناني، يهودي، مسيحي، سرياني، هندي و ايراني دايماً در محيط جهانوطني آن مقابله و مبادله ميشد.